شيخ ذبيح الله محلاتى

337

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

چون اين احكام مطابق راى مسيلمه بود درهم بست تا تنبيهى كرده باشد كه من با تو از در خلاف نيستم بالجمله سجاح رسولان مسيلمه را مراجعت داد و گفت چاره نيست كه بايد من مسيلمه را ملاقات بنمايم فرستادگان مسيلمه چون بازشدند و پيام سجاح را رسانيدند گفته‌اند او هم همانند تو پيغمبرى است فرشته بر او نازل شود و سوره آورد و بعضى كلمات سجاح را قرائت كردند مسيلمه بترسيد كه اگر سجاح با لشكر خود بيايد ممكن است مردم يمامه دست از او بردارند و بسجاح بگروند و او بدست لشكر سجاح يا لشكر اسلام پايمال گردد لاجرم ديگرباره سفيرى چرب‌زبان بسوى سجاح فرستاد و گفت اگر خواهى مرا ديدار كنى لشكر بجاى بايد گذاشت و سوى من يكتنه رهسپار شو لاجرم سجاح با ده تن از عساكر خود بسوى مسيلمه آمد چون راه نزديك كرد مسيلمه بفرمود تا در پشت حصار خيمه برافراشته‌اند و بساطى بگستردند و سجاح را در آن بساط فرود آوردند و خود از حصار بيرون شده بديدار سجاح شتافت پس با هم بنشسته‌اند و از هر در حديث كردند چون مسيلمه جوانى زيباصورت بود سجاح فريفته او گرديد و دل به او باخت و از در مهر چنان كه خاطر مسيلمه را جنبشى دهد پرسش فرمود كه هيچ نفرمائى شب دوشين خداوندت در حق من به تو سوره‌اى فرستاده مسيلمه گفت آرى اين كلمات رب است كه دوش مرا فرستاد ( ا لم تر كيف فعل ربك بالحبلى اخرج منها نسمة تسعى من بين صفاق و حشى ان اللّه خلق النساء افواجا و جعل الرجال لهن ازواجا فيولج فيهن ايلاجا ثم يخرجها اذا شاء اخراجا فينتجن لنا سخالا انتاجا ) در اين جمله مىگويد نديدى خدا با زن آبستن چه پيش داشت همانا كودك را از پرده‌هاى جلد و رحم برآورد همانا خداوند زنان را خلق كرده از براى ايشان مردانى آفريده كه با ايشان هم‌بستر و هم‌بالين باشند تا در اثر مواقعه خداى اگر خواهد به